
شکنجه
بلیط با اسم تو جلو چشمته و ...

فوتبال زنان

عکسی از بازی فوتبال بین تیم ملی زنان ایران و منتخب زنان برلین. نکته جالب اینجاست که تیم آلمانی حاضر شده با همان پوشش زنان ایرانی بازی کنه. نتیجه بازی هم 2-2 تمام شد. منبع عکس از اینجا.

کفتر بازی
تو لینکدونی به بخش انگلیسی این سایت لینک دادم. ولی چون ممکنه کسی نبینه نمیشد به طور واضح به این سایت علمی آموزشی لینک ندم. کمک کنید تا آقا ابرام صاحب سایت به آرزوش برسه و ورزش کبوتر بازی در میان مردم جا بیافته.
ولی بیشوخی باید پشتکار این آقا رو تحسین کرد که چه سایت کاملی با یه دیتا بیس اساسی از لیست کبوترباز ها و کلی عکس و این چیزا درست کرده. اگه یه در صد از مردم برای چیزی که بهش زیاد علاقه دارن یه وبسایت اینطوری درست میکردند الان کلی محتوای خوب فارسی رو نت داشتیم. البته احتمالا بیشترش پورن بود.
در ضمن منبع لینک از اینجاست.
در ضمن این کفتر بازها چه web presence خفنی دارن. سه چهار تا سایت فارسی اساسی درباره کفتر بازی هست!

فوتبال - فوتبال - وبسایت
جمعه پیش بالاخره بعد از سه سال فوتبال بازی کردم. حقیقت اینه که من - مثل بیشتر پسرای ایرونی دیگه - از فوتبال بازی کردن بینهایت لذت میبرم. بازی ام هم خیلی عالی نیست و شاید سالی یکی دو بار روز خوبی داشته باشم و خوب بازی کنم. بقیه وقتا خیلی معمولی هستم، ولی در هر صورت لذت میبرم.
تو دانشگاه همیشه تو لیگ های دانشگاه بازی میکردم، ولی الان سه سال میشد که به دلیل چلاغ شدن و مصدومیت بازی نکرده بودم. بزرگترین مشکل کمر درد بود. یه بار که تو این سه سال اومدم امتحان کنم و بازی کنم بعدش به مدت یه هفته نمیتونستم از جام تکون بخورم.
به هر حال، دیگه مدتی بود که کمره بهتر به نظر میرسید (بزنم به تخته) و خلاصه دیگه دوستم که جمعه گفت بیا من هم نه نگفتم. این دفعه بر خلاف معمول خیلی آرام بازی کردم و از درگیری و تکل مکل خبری نبود و خوشبختانه به خیر گذشت و مشکلی از لحاظ کمر نداشتم. خیلی خوشحالم که ظاهرا میتونم بازی کنم و فقط مجبور نیستم تابستون کسایی که بازی میکنند رو نگاه کنم و حسرت بخورم.

زندی و لباس جدید تیم ملی
خیلی ساده و بیخود. انتظار داشتم به تن قشنگ تر باشه.
در ضمن: محشر از ایران خارج شد و شکفته شد. حالا میتونه برای خانم های خارجی مولودی بذاره و بخونه. دست بی بی سی درد نکنه که این همه استعدادیابی میکنه.

در ضمن، محشر 2004:
يک مورد ديگه مخصوصاً برای ايرانی های خارج از کشور پوشش تو هست که توی عکس ها می بينن. می پرسن چرا برای موسيقی مدرن از پوشش اسلامی استفاده شده؟
من از کوچکی توی يک خانواده مذهبی بزرگ شدم و فکر نکنم چون آهنگم ريتم تندی داره بايد حجاب من فرق بکنه! کسی من رو وادار به استفاده از مقنعه نکرده. بلکه خودم دوست دارم. من توی مدرسه هم که بودم هميشه قرآن رو اجرا می کردم و "يا زهرا" می گفتم.

سوری
به سلامتی تام کروز و کیتی هولمز صاحب دختر شدند. اسم بچه شون رو گذاشتن "سوری" و طی بیانیه ای اعلام کرده اند که این اسم به عبری یعنی شاهزاده و به فارسی یعنی گل سرخ. من که تاحالا نشنیده بودم.
تکمیل: مثینکه خیلی هم کشکی نگفته اند. اینجا یه چیزایی درباره اش نوشته.

فلش، و راه توتو
اون اولی که تکنولوژی فلش بیرون اومده بود و من هم تازه افتاده بودم تو خط وبسایت درست کردن، یادمه یه کم باهاش ور رفتم و برای سایت weekly persian mp3 که یادمه اولین سایتی mp3 فارسی بود یک کم از فلش استفاده کردم. یادمه اون موقع هنوز از اینترنت پرسرعت خبری نبود و من با دایل آپ روی 5 مگابایتی که angelfire هوستینگ مجانی میداد هفته ای یه بار یه mp3 آپلود میکردم و قبلی رو هم مجبور بودم پاک کنم! قضیه مال سال 98 هست در ضمن، یعنی هشت سال پیش.
به هر حال، دیگه از اون موقع به فلش دست نزدم، تا الان. همون دو تا چیزی هم که از فلش یاد گرفته بودم به کلی یادم رفته بود. ولی یکی دو ماه هست که دوباره و به لطف یکی از درس های آتی که باید برای پروژه اش یه بازی درست میکردند شروع کردم به ور رفتن با فلش. همیشه دوست داشتم فلش رو یاد بگیرم. در عین حال وقتی تو یو بی سی بودم سال آخر یه درسی داشتیم درباره ی بازی های کامپیوتری که من اون رو برداشتم ولی بعد از توصیه های دوستام که میگفتن خیلی درس سختی هست اون رو انداختم. این تبدیل شد به یکی از بزرگترین پیشمونی هام و هنوز هم که هنوزه عقده ی اون درس رو دارم و از اینکه چرا اون رو انداختم ناراحتم. (پروژه های آخر سال دانشجو های اون درس رو هیچوقت یادم نمیره که بعضی هاشون چه بازی های خفنی درست کرده بودن .. همه اش هم با openGL بود). به هر حال این شد دلیل مضاعف که سعی کنم و خودم رو درگیر پروژه آتی کنم تا یه چیزی هم یاد بگیرم.

مهدوی کیا و زن دوم ؟
نمیدونم این خبر تا چه حد تو ایران سر و صدا کرده، ولی ظاهرا یکی دوروزه که خبر اول تابلوید ها و پاپاراتزی های آلمانه. ظاهرا کاشف به عمل اومده که آقای مهدوی کیا، ستاره تیم هامبورگ و یکی از بازیکن های پرطرفدار لیگ آلمان - که همیشه از نظر سادگی و آرامی زبانزد بوده - دو تا زن داره.
این خبر (عکس های مربوطه رو تو همون لینک میتونین ببینید)رو روزنامه بیلد (که ظاهرا روزنامه زردی هست) چاپ کرده.
امروز هم گاردین به نقل از بیلد همون خبر رو نوشته. ظاهرا مهدویکیا بعد از 8 سال که از عروسی با زن اولش میگذشت، دسامبر سال گذشته در ایران زن دیگری گرفته و اون رو به آلمان برده. حالا که گندش دراومده مهدوی کیا خرجی زن دوم رو نمیده.
هنوز معلوم نیست تا چه حد خبرش درسته، ولی این طور که گاردین نوشته مهدوی کیا طی بیانیه ای از "اشتباه" خودش اظهار پشیمانی کرده. تو سایت هامبورگ که فعلا خبری از این بیانیه نیست. داشتن بیش از یک زن در آن واحد در آلمان جرم محسوب میشه و قابل پیگرد قانونیه، ولی چون مهدویکیا هر دوبار در ایران ازدواج کرده شامل این قانون نمیشه. امیدوارم که این شوک روحی رو بازی مهدویکیا دست کم تاثیر نذاره.
تکمیل: جمله ی آخر مطلب بالا به معنی حمایت از کار مهدوی کیا نبود. اگه این خبر درست باشه، که به زودی معلوم میشه، واقعا ضایع ترین کاری هست که یه مرد میتونه بکنه. علاوه بر اینکه کار کاملا احمقانه ای هم هست (یه کلاس دختربازی برای مهدوی کیا و بقیه ی فوتبالیست های متاهل باید بذارند). ولی برای من فقط آمادگی تیم ملی مهمه و با توجه به مصدومیت کریمی و هاشمیان، این واقعیت که این جنجال تاثیر منفی رو بازی مهدوی کیا - که از ارکان تیم هست - میذاره کاملا ناراحت کننده است. وگرنه من دلم برای مهدوی کیا با این گندکاری اش نسوخته، و ناراحتی من از "شوک روحی" فقط به خاطر خودخواهی و علاقه به تیم ملی و جلوگیری از آبروریزی در جام جهانیه.
جدید )ژوئن 9( بابا به خدا من این مطلب رو شونصد ماه پیش نوشتم، ولی الان فکر کنم به خاطر اینکه جستجو ها برای اسم "مهدویکیا" زیاد شده هر روز یکی میاد اینجا و کامنت میذاره. مرسی از اینکه اینجا اومدین، به جای کامنت گذاشتن برای مطلب قدیمی بروید و از فروشگاه لگوماهی دیدن کنید!

سلام
سال نو رو با یه سرما خوردگی خیلی مسخره شروع کردم. با اینکه مدتی هوا عالی شده بود و روزها 15-16 درجه میشد. ولی مشکل اینجا بود که شبها هم به همان سرعت دما میومد پایین و میشد صفر و خلاصه اگه از صبح لباس کافی نپوشیده بودی شب یخ میزدی. خلاصه همینطوری شوخی شوخی مریضی بدی گرفتم، ولی خوشبختانه دیگه تموم شده.
برای دروغ سیزده از پارسال قصد داشتم که امسال وبسایتم رو بردارم و به جاش یه صفحه تنظیم تلویزیون بذارم. ولی علیرضا دوستدار، وبلاگنویس سابق چند وقت پیش همین کار رو کرده بود و دیگه ایده ما رو از نیمه - اوریژینالیتی هم انداخت. برای همین هیچ کاری نکردم. کلا دروغ سیزده خیلی مساله حساسی هست به نظرم و یه دروغ خوب سیزده خیلی سخته درست کردنش. مهمترین مشخصه اش به نظرم باید این باشه که در عین حال که قابل باور هست، هیچ کسی رو خوشحال و یا ناراحت نکنه، وگرنه خیلی ضایع و لوسه. برای همین خبرهای خوشحال کننده و یا ناراحت کننده شخصی به نظرم اصلا دروغهای سیزده خوبی نیستند. بهترین دروغ سیزده امسال مال سایت آی اس پی بود که گفته بودن علی دایی قراره به تیم مربیگری تیم ملی اضافه بشه. تقریبا همه روزنامه های ایران موضوع رو جدی گرفتند و خبر رو به عنوان خبر واقعی چاپ کردند، حتی رادیو فردا هم خبر رو گفت (احمق ها).




